ايران به غني سازي اورانيوم احتياج ندارد…

حالا ديگر 20 ساعتي از مهلت ايران براي پديرش قطع نامه گدشته است و شمارش معکوس براي تصويب قطع نامه بعدي آغاز شده. در اين مدت چه خطابه ها که در منقبت غني سازي خوانده نشده و چه غم نامه ها که در مذمت به دهان شير افتادن نگاشته نشده است. از گروه هاي تندرو راست تا فول چپ هاي مقيم اينجا و آنجا همگي حرف ها زده اند و مطالب بسيار نوشته اند، اما در اين ميان آنچه که هميشه مغفول بوده و اصراري بر طرح آن وجود نداشته موضوع اصلي انرژي هسته اي (نيروگاه هسته اي) است.هيچ گاه طرفين به اين موضوع نپرداختند که اساسا طرح موضوع غني سازي و سرمايه گذاري چنين گسترده بر آن بدون داشتن نيروگاه چه فايده اي به حال ما دارد؟

مگر مي توان بدون داشتن نيروگاه با انبارهاي مملو از UF6، 4 درصد غني شده برق توليد کرد؟ مگر مي شود با راه اندازي 3 هزار سانتريفيوژ و غني سازي صنعتي از هرز رفتن انرژي جلوگيري کرد؟ مگر مي شود نيروگاه بوشهر را بدون توربين هاي روسي راه اندازي کرد؟ و مگر مي شود بدون رضايت آمريکا از روسيه توربين خريد؟

از طرف ديگر گروه هاي تندرو هر روز در بوق هاي رسانه اي(منظورم رسانه هاي ايمپرياليست غرب ليبرال نيست) خود مي دمند که بله پذيرش قطع نامه عزت ملي مارا زير سوال مي برد. حال آنکه هرگز به اين سوال پاسخ نداند که عزت چيست و در دنياي امروز چطور معنا مي شود؟ آيا با داشتن خط توليد سانتريفيوژ و توليد اورانيوم غني شده و حتي موشک هسته اي مي توان گفت که ما عزيز شده و ديگران به حضيض افتاده اند؟ چطور است که کره شمالي و پاکستان که توان اتمي خود را به رخ جهانيان کشيده اند هرگز در دنيا عزيز نيستند؟ اما به يک باره ايران تنها با داشتن ساختار غني سازي عزيز مي شود؟ البته پاسخ داده مي شود که بله آمريکا را ذليل کردن خود عزت است. اما من سوالي دارم که گمان مي کنم پاسخ دادن به آن قدري به واقع گرايي مان بيافزايد. و آن اينکه آيا عزت واقعا در افتادن با يک بمب ساعتي در حال انفجار است؟ به گمان من کساني که چنين تحليل مي کنند از يک نوع خود کم بيني مزمن رنج مي برند. و دليل آن هم اين است که گمان مي کنند ايران قادر نخواهد بود در دراز مدت به يک قدرت منطقه اي تبديل شده و پيرامون خود را تحت تاثير قرار دهد. به ديگر سخن اگر فرض را براين بگيريم که قدرت با توان نظامي مساوي نيست. پس باور خواهيم کرد که قدرت سياسي و چانه زني بين المللي و لابي هاي جهاني به ايران فرصت مي دهد تا به يک قدرت منطقه اي و حتي جهاني تبديل شود. براي بسط بيشتر نياز است تا به مزاياي نسبي کشورمان و نياز هاي منطقه اي نگاهي بياندازيم.

ايران کشوري است با مساحت بسيار زياد و منابع انرژي غني. کشوري که پنجمين ذخاير بزرگ نفت جهان و دومين دخاير گاز جهان را دارد. کشوري که از رودهاي خروشان، آفتاب سوزان و تندباد هاي وزان برخوردار است. کشوري که بزرگترين مراتع و کشتزار هاي منطقه را در اختيار دارد و از همه مهمتر نيروي انساني خلاق، هوشمند و توانمند بسياري دارد. کشوري با اقليم هاي گوناگون و ظرفيت هاي فرهنگي، هنري بسيار غني. و چه مزاياي مکشوف و نا مکشوف ديگري که هر کدام براي عزت مند شدن يک کشور کافي است.

طبق گفته هاي وزير انرژي دولت خاتمي منطقه خاور ميانه و آسياي مرکزي نيازمند بيش از 60 هزار مگاوات برق وارداتي در سال است. و ايران پتانسيل لازم براي توليد اين مقدار برق مازاد بر مصرف را دارد. از طرف ديگر ظرفيت لازم براي تبديل شدن به بزرگترين صادر کننده ميوه، برنج، گندم، چاي، فرش و … در ايران مهيا است. همچنين ايران داراي مهمترين مراکز باستاني و فرهنگي در خاور ميانه و از بهترين هاي جهان است که مي تواند صنعت توريسم را شکوفا کند و هزار يک مزيت ديگر که برشمردن آنها از حوصله اين بحث خارج است. بنابراين اگر ايران بتواند در يک برنامه بلند مدت(بيست ساله) همه اين ظرفيت هارا بارور کند؛ خواهد توانست بزرگترين صادر کننده برق، نفت، گاز، ميوه، غلات، صيفي جات، و … شود که نتيجه بديهي آن عزت مند شدن ايران است.

مثال کوچکي مي تواند اين عزت را عيني و ملموس تر کند. فرض بر آن مي گيريم که در ايران 1400 زندگي مي کنيم، در سال 1385 يا 86 ايران تعليق غني سازي را پذيرفته و با سرعت هر چه تمام تر به اجراي چشم انداز پرداخته است. حال مي تواند به بيش از 15 کشور منطقه اي خود برق صادر کند، خطوط لوله خود را به مرزهاي هند، چين و اروپا رسانده است. بيشترين ميزان صادرات را در سطح منطقه به خود اختصاص داده است و قس علي هذا…

با اين فرض که بعيد هم نيست آيا آمريکا حاضر است به کشور تامين کننده برق بيش از 15 کشور خاور ميانه و آسياي مرکزي، کاز نيمي از دو قاره اروپا و آسيا و بزرگترين تامين کننده نفت دومين کشور صنعتي جهان(ژاپن) حمله کند؟ آيا با اين موقعيت ايران نمي تواند مدعي نياز به توليد برق اتمي در سطح گسترده و همين طور غني سازي صنعتي شود؟ آيا ايران، از بزرگترين توليد کنندگان گندم جهان مي تواند آماج حملات و يا حتي تحريم هاي آمريکا شود؟ قطع برق، گاز و نفت بيش از سي کشور جهان را چه کسي جبران مي کند؟

با اين احوال آنهايي که معتقدند ما بايد غني سازي را ادامه دهيم، يا نمي دانند عزت چيست، يا شايد تصور مي کنند که چنين ظرفيتي در ايران وجود ندارد که در هر دو صورت به خطا زده اند. ايران به سانتريفيوژ و غني سازي اورانيوم نياز ندارد به عقل هايي غني شده محتاج است تا آينده ايران را آنگونه که بايد، نه آنگونه که خوشايد خود باشد بسازند.

Post a Comment