رابطه احمدي نژاد و استرس حاجي

الپر در پست آخر خود به تحليلي از وضعيت نا هنجار و متزلزل دولت نهم پرداخته و احتمال داده است كه دولت در سرازيري بودجه 86 سقوط كند. و اين معنا را در اجماع گسترده جريان هاي مختلف سياسي عليه تصميمات غير كارشناسي دولت پيگيري مي‌كند. به گفته الپر: ” یک موج جدید و البته قوی نارضایتی و انتقاد از احمدی نژاد، کم کم دارد فراگیر و بی پرده می شود و هرچه اثرات نامطلوب و غیر قابل تحمل سیاستهای غلط دولت بیشتر مشخص می شود، این انتقادها نیز ملموس تر شده و جدایی موتلفین پیشین از دولت و پیوستن آنها به صف منتقدان پررنگ تر می شود. نتایج انتخابات هم نشان داد که وضع رییس جمهور، دولت و حامیان آن از این جهت بسیار خراب است. “
وي به گستردگي اين طيف اشاره مي‌كند و از احمد توكلي، محمد خوش چهره، عماد افروغ و جواد جهانگير زاده به عنوان اصولگرايان قدرت‌مند منتقد احمدي نژاد ياد مي‌كند. از ديگر سو يادداشت ها و سرمقاله هاي دو روزنامه صاحب نفوذ جمهوري اسلامي و همشهري نيز در مقام شاهدي براي سست شدن پايه هاي مقبوايت دولت در ميان اصولگرايان به صحنه تحليل وارد مي‌شوند. همين طور علي پير حسين لو به جدال بين دولت و كيهان اشاره مي‌كند و از كيهان به عنوان آخرين روزنامه اصولگراي حامي دولت ياد مي‌كند.وي با اين تحليل قصد دارد تا نشان دهد كه سياست هاي سراسر شتاب زده دولت موجي از نارضايتي را در ميان اصول گرايان به وجود آورده است. اما جبهه ديگر اين طيف اصلاح طلبان هستند كه در موارد گوناگون به نقد دولت روي آورده اند. و اين كه حضور مجدد اصلاح طلبان در عرصه جدي نقد دولت خود نشان از فراگير شدن نقد دارد، چه آنكه اصلاح طلبان در موارد گوناگون صبر پيشه كرده بودند تا آنچه به عنوان خطر به مردم معرفي كرده بودند محقق شود. بنابر اين بازگشت اصلاح طلبان خود نشان از تحقق پيش بيني آنها دارد و مي توان نتيجه گرفت كه نارضايتي فراگير شده است.
آنچه كه تا اين جاي بحث به آن پرداخته شد غالبا تحليل همكار عزيزم بود، اما از اينجاي سخن به بازسازي فضاي حاكم بر جامعه با نگاهي ديگر خواهم پرداخت.
به اعتقاد من اجماع گسترده عليه احمدي نژاد و دولت نهم ريشه در شكست اصولگرايان دارد. به ديگر سخن پيروزي احمدي نژاد در انتخابات 3 تير بيش از آنكه يك پيروزي براي طيف نوخاسته آبادگر باشد، شكستي زود هنگام براي جريان اصولگرا به حساب آمد كه سرمست از به دست آوردن مجلس هفتم خود را براي تكيه بر اريكه رياست جمهوري آماده كرده بود. در اين شرايط حضور مستقل احمدي نژاد در صحنه و كنار كشيدن از شوراي هماهنگي موجب بي اعتبار شدن ريش سفيدي، بزرگ منشي و پدر سالاري در اين جريان شد و همين مساله به حضور متفرق اصولگرايان منتهي شد. علي لاريجاني، محمد باقر قاليباف، احمد توكلي، محسن رضايي و در نهايت محمود احمدي نژاد با تشكيل ستاد هاي مستقل به تبليغ و گاهي تخريب پرداختند. محسن رضايي و احمد توكلي كناره گرفتند. علي لاريجاني و محمد باقر قاليباف به رقابت با محمود احمدي نژاد پرداختند و هر دو شكست سختي خوردند. اينجا نقطه عطفي در روابط ميان اصولگرايان و نومحافظه كاران به حساب مي‌آيد چه آنكه بزرگان و احزاب قدرت مند اصولگرا از طيفي نوپا شكست سختي خورده و نتوانستند به دور دوم راه يابند. احمدي نژاد انشعابي با راي خود ناطق‌نوري را خانه نشين كرد و از كل راست گرايان سنتي تنها به علي لاريجاني بسنده كرد. البته در اين ميان متكي نيز به راست سنتي تعلق دارد اما به درستي نقش هاي كليدي را نزديكان احمدي نژاد از آن خود كردند.
در اين شرايط اختلاف ميان اصولگرايان و نو محافظه كاران به اوج خود رسيد و به اعتقاد من‌ عقلايي ترين عملكرد را اصلاح طلبان داشتند كه با برگزاري روزه سكوت زمينه را براي افتراق هر چه بيشتر در ميان اصولگرايان فراهم كردند. چه آنكه اصلي ترين علت وحدت در ميان اصولگرايان وجود دشمن مشتركي به اصلاح طلبان بود و سكوت اصلاح طلبان زخم عميق تري بود بر بدنه شقه شده اصولگرايي.
حال اين افتراق گسترش يافته به مخدوش شدن اعتبار اصولگرايي منتهي شده است و از اين رو ‌است كه آنها احساس خطر مي‌كنند و اين گناه را بر ضمه احمدي نژاد مي‌دانند.چرا كه حضور غير تشكيلاتي احمدي نژاد در انتخابات موجب اين چند تكه شدن شد. پس پيش از آنكه از او به خاطر اتخاذ سياست هاي غير ملي و شديدا گروه زده عصباني باشند از اين ناراحتند كه شكاف بين اصولگرايان را نمايان كرد، گسترش داد و حتي پس از رياست جمهوري نيز نپذيرفت كه يكي از اصولگرايان است و تلاش كرد تا پيروزي را تنها به نام خود ثبت كند و اعلام كند كه مستقل است و غير جناحي. از همين رو بود كه به بزرگاني چون محمد خوش چهره و عماد افروغ ميدان نداد و حتي احمد توكلي را با همه نزديكي به خود كنار گداشت. هر چند كه آنها فراموش كرده‌اند:به فرض اجماع و معرفي لاريجاني به عنوان تنها نماينده اصولگرا، هاشمي رفسنجاني مي‌توانست بازي را از دستان اصولگرايان خارج و او را رييس جمهور ايران معرفي كند. چرا كه در بين اصولگرايان لاريجاني ها از اقبال مردمي بالايي برخوردار نيستند.

Post a Comment